غربت و غارت و داغ و عطشطفل باشی غم بسیار ببینی سخت استغنچه باشی ستم خار ببینی سخت استغربت و غارت و داغ و عطش و در به درینصف روز این همه آزار ببینی سخت استاربا اربا تن داماد و اذان گوی حرمبه زمین دست علمدار ببینی سخت استروی تل بر سر و سینه زدن و بی کسیِدختر حیدر کرار ببینی سخت استزیر پا و ته گودال امان از گودالیک تن و آن همه اشرار ببینی سخت استبعد از آن بوسه لب عمه ما خونی بودمثل او حنجر خونبار ببینی سخت استبین یک خیمه آتش زده بابایت رابا تن خسته و تبدار ببینی سخت استسر هجده پسر فاطمه را بر سر نیبا دو تا چشم گهربار ببینی سخت استروضه ام حرف رباب است اگر حرمله رادر همه عمر تو یکبار ببینی سخت استبه خدا هیچ کجا سخت تر از شام نبودعمه ات را سر بازار ببینی سخت استپایکوبی و کف و هلهله و خنده و رقصدور یک مشت عزادار ببینی سخت استبین نامحرم و بر ناقه و طفلت به بغلمادرت را که گرفتار ببینی سخت استدختران علی و فاطمه بازو بستهوسط مجلس اغیار ببینی سخت استطفل باشی ولی همبازی خود را دیگرخسته و دست به دیوار ببینی سخت استنیمه شب به رخت زجر که سیلی بزندهمه جا را پس از آن تار ببینی سخت استعبدالحسین میرزایی
موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع
برچسب:
نویسنده: آروین مرادیان
تاريخ: دوشنبه
28 خرداد
1403 ساعت: 16:21